سديد الدين محمد عوفى
712
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
نگاه دار تا من حال تو با وزير عرضه دارم ، باشد كه لطفى كند و سعى جميل در حق تو مبذول فرمايد . پس به خدمت جعفر بن يحياى خالد آمدم و آن حال تمام و كمال بازراندم . جعفر به احضار آن جوان مثال داد و بفرمود كه تا آن جوان را تشريفى خوب دادند و هزار دينار زر نقد از خزانه تسليم كردند « 1 » و فرمود كه : چون به وثاق روى « 2 » زن را طلاق ده « 3 » كه بزرگان گفتهاند « الشؤم فى الفرس و المرأة و الّدار « 4 » » سه چيز است كه چون « 5 » بر مرد مبارك آيد « 6 » تأثير آن عظيم باشد و اگر بر مرد « 7 » شوم آيد « 8 » اثر آن قوىتر « 9 » باشد ؛ يكى سراى « 10 » و ديگر زن و سوم اسب « 11 » . و اين زن چون بر تو شوم آمده است از خانهاش « 12 » برون كن « 13 » . جوان چون به خانه رفت زن او را بديد ، به شنعت « 14 » و خصومت پيش بازآمد و گفت : باز به چه كار آمدهاى ؟ و مرا با تنگدستى و بينوايى « 15 » طاقت نيست و همين ساعت موكل « 16 » ديوان قضا آوردهام « 17 » و ترا محبوس كنم و حق خود را طلب كنم « 18 » ، و از اين نوع گفتن گرفت « 19 » . جوان آن جمله سخنها را تحمل كرد ، چندان كه زن او به بام برآمد ، جوان « 20 » كيسهء زر فرو « 21 » ريخت . زن چون آن زر بديد پيش او آمد و لطف مقال پيش آورد
--> ( 1 ) - متن و مج : بوى دادند ( 2 ) - مپ 2 : برو به خانه و ( 3 ) - مج : دهى ( 4 ) - مج : فى الدار و المراة و الفرس ( 5 ) - متن - چون ، مج : اگر ( 6 ) - مپ 2 ، نيامد ، متن و مپ 2 + و . ( 7 ) - مپ 2 - بر مرد ( 8 ) - مپ 2 : مبارك آيد ( 9 ) - متن و مپ 2 - تر ( 10 ) - مپ 2 : اسب ( 11 ) - مپ 2 : سراى ( 12 ) - مج : او را از خانه ( 13 ) - مپ 2 - و اين زن . . . كن ( 14 ) - مپ 2 - به شنعت ( 15 ) - مپ 2 و مج + تو ( 16 ) - مج : موكلان ( 17 ) - مپ 2 و مج : آرم ( 18 ) - مپ 2 و مج : از تو بطلبم ، مج - را طلب كنم ( 19 ) - مپ 2 - و ازين . . . گرفت ( 20 ) - مپ 2 - چندان . . . جوان ( 21 ) - مج : پيش خود